تبلیغات
یا غریب الغربا

شناخت مختصرى‏ از زندگانى امام على بن موسى الرضا (ع) – (2)

 

نقش امام رضا(علیه السلام) دربرابر امواج فكرى بیگانه
اما با وجود این همه تلاشهاى علمى , آنچه مایهء نگرانى بود, این بود كه در بین این گروه مترجمان , افرادى از پیروان متعصب و سرسخت مذاهب دیگر مانند زردشتیان , صابئیان , نسطوریان , رومیان و برهمنهاى هند بودند كه آثار علمى بیگانه را از زبانهاى یونانى , فارسى , سریانى , هندى , لاتین و غیره به عربى ترجمه مى كردند.
یقیناً همهء آنها در كار خود حسن نیّت نداشتند و گرهى از آنان سعى مى كردند كه آب را گل آلود كرده و ماهى بگیرند و از این بازار داغ انتقال علوم بیگانه به محیط اسلام , فرصتى براى نشر عقاید فاسد و مسموم خود, به دست آورند و درست به همین علت عقاید خرافى و افكار انحرافى و غیر اسلامى در لابلاى این كتب بظاهر علمى , به محیط اسلام راه یافت , و بسرعت در افكار گروهى از جوانان و افراد ساده دل و بى آلایش نفوذ كرد (38).

مسلماً در آن زمان ی هیاءت نیرومند علمى كه از تقوا و دلسوزى برخوردار باشد در در بار عباسیان وجود نداشت كه آثار علمى بیگانگان را مورد نقد و بررسى دقیق قرار دهد, و آن را از صافى جهان بینى اصیل اسلامى بگذراند, دردها و ناخالصیها را بگیرد و تنها آنچه را كه صافى و بى غل و غش است در اختیار جامعهء اسلامى بگذارد. مهم این جاست كه این شرائط خاص فكرى و فرهنگى وظیفهء سنگینى بر دوش امام على بن موسى الرضا ـ علیه السلام ـ گذارد و آن امام بزرگوار كه در آن عصر مى زیست و بخوبى از این وضع خطرنا آگاه بود, دامن همت بر كمر زد و انقلاب فكرى عمیقى ایجاد فرمود, و در برابر این امواج سهمگین و تند باد خطرنا, اصالت عقیده و فرهنگ جامعهء اسلامى را حفظ كرد و سرانجام این كشتى را با رهبرى حكیمانهء خویش از سقوط در گرداب خطرنا انحراف و التقاط رهایى بخشید.
اهمیت این مسئله آنگاه روشنتر مى شود كه بدانیم وسعت كشور اسلامى در عصر هارون و ماءمون به آخرین حد خود رسیده بود, به طورى كه بعضى از مورخان معروف تصریح كرده اند در هیچ عصر و زمان چنان حكومت گسترده اى در جهان وجود نداشت (تنها وسعت كشور اسكندر كبیر را با آن قابل مقایسه مى دانند).
در آن زمان كشورهاى زیر همه در قلمرو اسلام قرار داشت :
ایران , افغانستان , سند, تركستان , فقفاز, تركیه , عراق , سوریه , فلسطین , عربستان , سودان , الجزایر, تونس , مراكش , اسپانیا (اندلس ) و به این ترتیب مساحت كشورهاى اسلامى در عصر عباسیان بدون محاسبهء اسپانیا برابر با مساحت تمام قارهء اروپا بود یا بیشتر! (39)
طبیعى است كه فرهنگ پیشین این كشورها به مركز اسلام نفوذ مى كرد و این نفوذ, مایهء اختلاط و آمیختگى آنها با اندیشه و فرهنگ اصیل اسلامى بود, در حالى كه غثّ و سمین و سره و ناسره در آن فرهنگها با هم مخلوط بود
انگیزهء اصلى ماءمون براى تشكیل جلسات مناظره ماءمون پس از تحمیل مقام ولایتعهد بر امام على بن موسى الرضا ـ علیه السلام ـ در خراسان جلسات گستردهء بحث و مناظره تشكیل داد, و از اكابر علماى زمان , اعم از مسلمان و غیر مسلمان , به این جلسات دعوت كرد بى شك پوشش ظاهرى این دعوت اثبات و تبیین مقام والاى امام ـ علیه السلام ـ در رشته هاى مختلف علوم و مكتب اسلام بود, اما در این زیر این پوشش ظاهرى چه صورتى پنهان بود, در میان محققان گفتگو است .

1ـ گروهى كه با بدبینى این مسائل را مى نگرند ـ و حق دارند كه بدبین باشند, چرا كه اصل در تفسیر نگرشهاى سیاسى جباران بر بدبینى است ـ مى گویند: ماءمون هدفى جز این نداشت كه به پندار خویش مقام امام ـ علیه السلام ـ را در انظار مردم , مخصوصاً ایرانیان كه سخت به اهل بیت عصمت ـ علیهم السلام ـ علاقه داشتند و عشق مى ورزیدند, پایین بیاورد, به گمان این كه امام ـ علیه السلام ـ تنها به مسائل ساده اى از قرآن و حدیث آشناست و از فنون علم و استدلال بى بهره است .

ادامه مطلب


  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : سه شنبه 24 اسفند 1389
  • نظرات()
  • شناخت مختصرى‏ از زندگانى امام رضا (ع) (1)

     

    حضرت على بن موسى الرضا علیه‏السلام - در روز یازدهم ذیقعده سال 148 هجرى دیده به جهان گشود(1). مادر او بانویى با فضیلت بنام «تُكْتَمْ» بود كه پس از تولد حضرت، از طرف امام كاظم علیه‏السلام -«طاهره» نام گرفت(2)/
    كنیه او «ابوالحسن» و لقبش «رضا» است. او پس از شهادت پدر بزرگوارش در زندان بغداد (در سال 183 هجرى) در سن 35 سالگى عهده‏دار مقام امامت و رهبرى امّت گردید/


    خلفاى معاصر حضرت‏
    مدت امامت آن حضرت بیست سال بود كه ده سال آن معاصر با خلافت «هارون‏الرشید»، پنج سال معاصر با خلافت «محمد امین»، و پنج سال آخر نیز معاصر با خلافت «عبدالله المأمون» بود/
    امام تا آغاز خلافت مأمون در زادگاه خود، شهر مقدس مدینه، اقامت داشت، ولى مأمون پس از رسیدن به حكومت، حضرت را به خراسان دعوت كرد و سرانجام حضرت در ماه صفر سال 203 هجرى قمرى (در سن 55 سالگى) به شهادت رسید و در همان سرزمین به خاك سپرده شد(3)/


    امام در عصر هارون‏
    از سال 183 هجرى كه پیشواى هفتم حضرت موسى بن جعفر علیهماالسلام - در زندان بغداد به دستور هارون مسموم شد و از دنیا رفت، امامت پیشواى هشتم به مدت ده سال در دوران حكومت وى سپرى گردید/
    این مدت، در آن عصر اختناق و استبداد و خودكامگى هارون، دوران آزادى نسبى و فعالیت فرهنگى و علمى امام رضا علیه‏السلام - به شمار مى‏رود، زیرا هارون در این مدت متعرض امام نمى‏شد و حضرت آزادانه فعالیت مى‏نمود، ازینرو شاگردانى كه امام تربیت كرد و علوم و معارف اسلامى و حقایقى از تعلیمات قرآن كه حضرت در حوزه اسلام منتشر نمود، عمدتاً در این مدت صورت گرفت/
    شاید علت مهم این كاهش فشار از طرف هارون، نگرانى وى از عواقب قتل امام موسى بن جعفر علیه‏السلام - بود، زیرا گرچه هارون تلاش فراوانى به منظور كتمان این جنایت به عمل آورد، اما سرانجام جریان فاش شد و موجب نفرت و انزجار مردم گردید و هارون كوشش مى‏كرد خود را از این جنایت تبرئه سازد. گواه این معنا این است كه هارون به عموى خود «سلیمان بن ابى جعفر»، كه جنازه آن حضرت را از دست عمله ظلم وى گرفته با احترام به خاك سپرد، پیغام فرستاد كه: «خدا سندى بن شاهك را لعنت كند، او این كار را بدون اجازه من انجام داده است»!(4)/
    مؤید دیگر این معنا اظهارات هارون در پاسخ «یحیى بن خالد برمكى» در مورد على بن موسى علیه‏السلام - است، یحیى‏ (كه قبلاً نیز درباره امام كاظم علیه‏السلام - بدگویى و سعایت كرده بود) به هارون گفت:
    پس از موسى بن جعفر اینك پسرش جاى او نشسته و ادعاى امامت مى كند (گویا نظر وى این بود كه بگوید بهتر است از هم اكنون على بن موسى علیه‏السلام - تحت نظر مأموران خلیفه قرار گیرد!)/
    هارون (كه هنوز قتل موسى بن جعفر را فراموش نكرده بود و از عواقب آن نگران بود)، پاسخ داد:
    آنچه با پدرش كردیم كافى نیست؟ مى‏خواهى یكباره شمشیر بر دارم و همه علویّین را بكشم؟!(5)/
    خشم هارون، در باریانش را خاموش ساخت و دیگر كسى جرأت نكرد در باره آن حضرت به سعایت بپردازد/
    على بن موسى با استفاده از این فرصت در زمان هارون، علناً اظهار امامت مى‏كرد و در این مورد بر خلاف پدران بزرگوارش تقیه نداشت، تا آنجا كه بعضى از مخلصان و دوستان آن بزرگوار، او را برحذر مى‏داشتند و امام علیه‏السلام - به آنان اطمینان مى‏داد كه از سوى هارون آسیبى به وى نخواهد رسید!

    صفوان بن یحیى‏ مى‏گوید: چون امام ابو ابراهیم موسى بن جعفر علیه‏السلام - در گذشت و على بن موسى الرضا علیه‏السلام - امر امامت و خلافت خود را آشكار ساخت، به حضرت عرض شد:
    شما امر بزرگ و خطیرى را اظهار مى‏دارید و ما از این ستمگر (هارون الرشید) بر شما مى‏ترسیم/
    فرمود: او هرچه مى‏خواهد كوشش كند، او را بر من راهى نیست(6)/
    نیز از محمد بن سنان نقل شده(7)كه: به ابى الحسن على بن موسى الرضا - علیه‏السلام - در ایام خلافت هارون عرض كردم:
    شما امر خلافت و امامت خود را آشكار ساخته به جاى پدر نشسته‏اید، در حالى كه هنوز از شمشیر هارون خون مى‏چكد!!

    ادامه مطلب


  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : دوشنبه 16 اسفند 1389
  • نظرات()